تكنيكهاى خاصى را هم به كار مىگرفتند . اغلب سر خود را ميان دو پا مىگرفتند ، همانگونه كه به گفته احاديث اسلامى محمد ( ص ) نيز انجام مىداد . در ساير سنتها تمرين نفس كشيدن عميق خيلى مهم است . سپس ، آنها احساس مىكردند كه پرواز كرده و به جايگاه عرش الهى رسيدهاند و سپس ، مانند مسلمانان ، به شرح يك سلسله روايتهاى ضد و نقيض مىپرداختند ، كه اساسا نامفهوم بود . عرفا در اين سنت ( طريقت ) بنيانگذاران اوليه خود را قهرمانانى مىديدند كه جان خود را براى گشودن اين راه به مخاطره افكندهاند .
از يك ديدگاه ، اسراء و معراج به نوعى از حركت عرفانى مىماند كه انسان براى گذر كردن از يك حالت روانى به حالت ديگر تجربه مىنمايد . اين تجربه ، بلاشك مشابه تجربه دختر جوان خارق العادهاى به نام پرپتوا « 1 » است . او يك شهيد مسيحى بود كه در قرطاجنه « 2 » در جريان مجازات سوريوس « 3 » در سال 203 ميلادى كشته شد .
كتاب اعمال پرپتوا و فيليسيتاس « 4 » ، كه به وسيله يك نويسنده درست پس از مرگ او انتشار يافت ، هنوز براى بسيارى از اهل تحقيق بسيار ناب و اصولى جلوه مىكند .
كتاب اينچنين تعريف مىكند :
زمانى كه پرپتوا در زندان منتظر مجازات خود بود ، همسلولىهايش از او خواستند از خدا درخواست نمايد كه به آنها بنماياند آيا به واقع خواهند مرد يا نه .
آنها به اين دليل از پرپتوا اين درخواست را كردند كه مىدانستند او داراى استعدادهاى عرفانى خاصى است . او نيز قول داد تا روز بعد به آنان پاسخ دهد . او احتمالا آن شب قسمت خفته مغز خود را آماده دريافت نمود ، همانگونه كه امروزه روانكاوان براى مريضان خود روياهائى شبيه وحى ايجاد مىنمايند . 13 به يقين ، آن شب پرپتوا نردبانى را ديد كه او را به بهشت بالا مىبرد . بالا رفتن بسيار مشكل بود و او شديدا احساس خطر مىكرد ، اما همراهانش او را تشويق به صعود نمودند تا جائى كه خود را در يك باغ بسيار زيبا و بزرگ يافت . چوپانى در حال دوشيدن گوسفندان خود بود و هنگامى كه او را ديد مقدارى سرشير به او تعاريف كرد .
هامش
( 1 ) -Perpetua( 2 ) -Carthage( 3 ) -Severus( 4 ) -Acts of Perpetua and Felicitas