دست از دستش نمىكشيد تا او باشد كه رها كند و چون مردم اين شيوه را دانستند هر كه با آن حضرت دست مىداد زود دست خود را مىكشيد .
( 1 ) 2 - از ابى الحسن ( ع ) فرمود :
هر گاه مرد حاضر باشد او را به كنيهاش بخوان و اگر غائب است به نامش .
( 2 ) 3 - رسول خدا ( ص ) فرمود :
هر گاه يكى از شما برادرِ مسلمانش را دوست دارد بايد او را از نامش و نام پدرش و نام تيره و تبارش بپرسد زيرا حقِّ واجب و وظيفهء برادرى اين است كه او را از اينها بپرسد تا خوب او را بشناسد و گر نه شناسائى احمقانه است .
( 3 ) 4 - از على بن الحسين ( ع ) كه : رسول خدا ( ص ) يك روز به همنشينهاى خود فرمود : مىدانيد عجز كدام است ؟ گفتند : خدا و رسولش داناترند ، فرمود : عجز و درماندگى سه چيز است :
الف - يكى از شماها بشتابد و خوراكى براى رفيق خود آماده سازد و او نيايد از آن بخورد و خلف وعده كند .
ب - اينكه مردى از شماها با ديگرى رفيق و همصحبت شود يا همنشين گردد و دوست دارد كه بداند او كيست و از كجا است و پيش از آنكه اين را بداند از او جدا شود .
ج - در بارهء كار زنها است ، يكى از شماها به زنِ خود در آيد و حاجتش برآيد ( يعنى انزال كند و از عمل فارغ گردد ) با اينكه آن
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 591
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٩١