تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
و بپايند ( به انتظار اينكه بهبودى يابد و با آنها بيايد ) . ( 1 ) 5 - از امام صادق ( ع ) از پدرانش كه : امير المؤمنين ( ع ) با يك ذمّى ( كتابىّ پناهنده به اسلام ) هم سفر شد و آن ذمّى به وى گفت : اى بندهء خدا به كجا مىروى ؟ در پاسخِ او گفت : به كوفه مىروم . و چون ذمّى به راه ديگرى عدول كرد ، امير المؤمنين هم بدان راه ميل كرد و آن ذمّى به او گفت : مگر نپنداشتى كه به كوفه خواهى رفت ؟ فرمود : چرا ، آن ذمّى گفت : راه كوفه را رها كردى ؟ فرمود : مىدانم ، گفت : پس چرا با من بداين راه عدول كردى و آن را مىدانى ؟ امير المؤمنين در پاسخش گفت : اين از كمال خوش رفاقتى است كه مردى رفيقِ راهِ خود را هنگام جدائى چند گامى بدرقه كند ، پيغمبرِ ما ( ص ) به ماها چنين دستور داده است ؛ ذمّى به او گفت : مطلب اين است ؟ فرمود : آرى ، آن ذمّى گفت : البته هر كه پيروى آن حضرت كرده به خاطر اعمال بزرگوارى او بوده است ، من تو را گواه مىگيرم كه بر كيش توام و آن ذمّى با امير المؤمنين ( ع ) برگشت و چون او را شناخت اسلام آورد .