تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
به او مهربانى كن ، گفتم : خدايش مهر نكند ، آن حضرت از من روى برگردانيد ، گويد : من نخواستم آن همسايه را رها كنم ، گفتم : او با من چنين و چنان مىكند و مرا آزار مىدهد ، فرمود : به نظر تو اگر با او يكروئى كنى ، از او انتقام مىكشى ؟ گفتم : آرى ، من بر او مىچربم ، فرمود : اين همسايه تو از آنها است كه حسد برند بر مردم در آنچه خدا از فضل خود به آنها داده است و هر گاه نعمتى براى كسى بيند و خاندان داشته باشد به خاندانش تعرض و آزار مىكند و اگر خاندانى ندارد ، به خدمتكارش مىپيچيد ، و اگر خادم هم ندارد شبها بيدار مىماند و روزها را در خشم مىگذراند . رسول خدا ( ص ) بود كه شخصى از انصار نزد او آمد و گفت : در بنى فلان ، خانه‌اى خريدم و نزديك‌ترين همسايه‌ام كسى است كه اميد به خيرش ندارم و از شرّش آسودگى نيارم ، فرمود رسول خدا ( ص ) به على ( ع ) و سلمان و ابا ذرّ - و ديگرى را فراموشم كردم و گمانم مقداد باشد - فرمان داد تا در مسجد با بلندترين آواز خود جار كشند كه : هر كه همسايه‌اش از آزار او آسوده نباشد ، ايمان ندارد و سه بار اين جار را زدند ، سپس آن حضرت با دست خود به هر چهل باب خانه كه برابرش بودند و در پشت سرش بودند و در سمت راستش بودند و در سمت چپش بودند اشاره كرد ( يعنى تا چهل خانه از هر سوى همسايه به حساب است و بايد حق آنها را رعايت كرد ) . ( 1 ) 2 - از امام صادق ( ع ) ، از پدرش كه فرمود : من در كتاب على ( ع ) خواندم كه رسول خدا ( ص ) عهد نامه ميان مهاجرين و انصار و هر كس بدانها پيوندد نوشت كه : 1 - همسايه چون خود انسان است ، نه زيانمند شود و نه گناه ورزد .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 575 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى