خدا ( ص ) مىآمد و چيزى به عنوان هديه تقديم او مىكرد و همان جا مىگفت : بهاى هديهء ما را بده ، و رسول خدا ( ص ) مىخنديد ، و چون غمگين مىشد ، مىفرمود : آن عرب بيابانى چه كرد ؟ ( چه شد خ ) كاش نزد ما مىآمد .
( 1 ) 2 - از فضل بن أبى قره ، از امام صادق ( ع ) فرمود :
مؤمنى نباشد كه در او دعابت نيست ، گفتم : دعابت چيست ؟
فرمود : مزاح .
( 2 ) 3 - از يونس شيبانى ، گويد : امام صادق ( ع ) فرمود :
چگونه با يك ديگر شوخى مىكنيد ؟ گفتم : اندكى ؟ فرمود :
مكنيد ( يعنى با يك ديگر كم شوخى و خوشمزگى مكنيد ) زيرا شوخى از خوش خلقى است و تو به وسيلهء آن برادرت را شاد مىكنى و هر آينه رسول خدا ( ص ) با مردى شوخى مىكرد ، مىخواست او را شاد كند .
( 3 ) 4 - از عبد اللَّه بن محمد جعفى ، گويد : شنيدم امام باقر ( ع ) مىفرمود :
راستى خدا عز و جل دوست دارد كسى را كه در ميان جمع ، شوخى و خوشمزگى مىكند ، بىآنكه فحش دهد و هرزهدرائى كند .
( 4 ) 5 - از امام صادق ( ع ) فرمود :
خندهء مؤمن ، تبسّم است .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 567
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٦٧