( 1 ) نور ) : «
أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها
» تا قولش : «
مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
» و آن مرد آن را خواند و بندهء گريختهاش برگشت . سپس ديگرى نزد آن حضرت ايستاد و گفت :
يا امير المؤمنين در بارهء دزد بردن به من گزارش بده كه پيوسته هر شب به من دزدى مىشود ! به او فرمود : چون به بستر خود آرميدى اين آيه را بخوان ( 110 سوره اسراء ) : «
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ
و ادعوا
الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا
» تا « و كبّره تكبيراً » . سپس امير المؤمنين ( ع ) فرمود : هر كه در بيابان بىسكنه شب گذراند و اين آيات را بخواند ( 54 سوره اعراف ) : «
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
» تا قول خدا : «
تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
» فرشتهها او را حفظ كنند و شياطين از او دور شوند . گويد آن مرد به سفر رفت و نزديك ويرانهاى رسيد و شب را در آنجا بسر برد و اين آيات را نخواند و شيطان پيرامونش آمد و بينى او را گرفت و رفيقش به او گفت : به او مهلت بده ، و آن مرد بيدار شد و آيه را خواند و شيطان به رفيقش گفت : خدا بينى تو را به خاك بمالد ، اكنون او را تا صبح پاسبانى و نگهدارى كن ، و چون صبح كرد نزد امير المؤمنين ( ع ) برگشت و به او گزارش داد و گفت :
در سخن تو شفاء و تندرستى يافتم ، و پس از بر آمدن آفتاب بدان جا رفت و ديد جاى پاى شيطان در روى زمين فراهم است .
( 2 ) 22 - از سلمة بن محرز گويد :
شنيدم امام باقر ( ع ) مىفرمود :
هر كه را سورهء حمد بهبودى نبخشد هيچ چيز او را بهبود نكند .
( 3 ) 23 - از امام صادق ( ع ) فرمود :