تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
( 1 ) و خداى تبارك و تعالى او را ندا دهد : اى حجّت من در روى زمين و اى سخن راست و گويايم سر بردار و بخواه تا به تو عطا شود و شفاعت كن تا پذيرفته گردد . و سر بردارد . سپس خداى تبارك و تعالى مىفرمايد : چگونه ديدى بندگانم را ؟ در پاسخ عرض كند : برخى مرا نگهداشت و حفظ كرد و چيزى از مرا ضايع نكرد و برخى مرا ضايع كرد و حق مرا خوار شمرد و مرا دروغ دانست و منم حجّت تو بر همه خلقت . پس خدا تبارك و تعالى فرمايد : به عزّت و جلال و رفعت مقامم سوگند ، امروز بهترين ثواب را براى تو بدهم و دردناكترين كيفر را به خاطر تو بكنم . فرمود : پس قرآن به صورت ديگر سرِ خود را برگرداند . راوى گويد : من گفتم : يا ابا جعفر در چه صورتى بر مىگردد ؟ فرمود : در صورتِ مردى ژوليده و رنگ پريده كه همهء مردم محشر او را ببينند و مردى از شيعه‌هاى ما كه او را مىشناسد و با او با مخالفان بحث و مناقشه كرده است برابر او آيد ، پس گويد : تو مرا نمىشناسى ؟ و آن مرد به او نگاه كند ، گويد : اى بندهء خدا تو را نشناسم ، گويد : پس به صورت اول خود باز گردد و از آن مرد پرسد كه : مرا نشناسى ؟ در پاسخ گويد : چرا ! پس قرآن مىگويد : منم كه شب تو را بىخواب كردم و تو را در رنج معيشت افكندم ، در بارهء من آزار شدى و رانده شدى ، هلا كه هر تاجرى سود خود را دريافت كند و من امروز پشتيبان توام . فرمود : پس او را به درگاه ربّ العزت تبارك و تعالى برد و بگويد : پروردگارا پروردگارا بندهء تو است و تو به دو داناترى ، در بارهء من رنج كش بود و مواظب من بود به سبب من با او دشمنى مىشد و او به خاطر من دوستى مىكرد و به خاطر من