( 1 ) مجلس و گفتارم را رضاى خود مقرر دار و كردار و دعايم را خالص درگاه خود ساز و ثواب مرا بهشت مقرر كن به رحمت خودت ، و فراهم آر برايم هر آنچه از تو خواستم و از فضلت بر آن بيفزا ، زيرا من به تو رو دارم .
بار خدايا ! ستارهگان سرازير به افق شدند و ديدهها همه در خوابند و توئى زنده و پاينده ، از تو نهان نسازد چيزى را شب تار و نه آسمان پر از برج و نه زمين گسترده و نه درياى عميق ژرف و نه تاريكيهاى بر هم و درهم رحمت خود را شبانه به هر كدام خلقت كه خواهى بدهى ، بدانى خيانت ديدهها و آنچه نهان كنند سينهها ، من در بارهات گواهم بدان چه خودت در بارهء خود گواهى و فرشتههايت گواهند و دانشمندان گواهند : نيست شايستهء پرستشى جز تو عزّت مدار و حكمت شعار ، و هر كس گواهى ندهد بدان چه خودت در بارهء خودت گواهى دادى و فرشتههايت و دانشمندان بدان گواهى دادند ، گواهى مرا به جاى گواهى آنان بنويس ، بار خدايا ! توئى سلام و از تو است و از تو خواهم يا ذا الجلال و الاكرام كه مرا از دوزخ برهانى .
( 2 ) 25 - از امام صادق ( ع ) كه أبا ذر خدمت رسول خدا ( ص ) آمد و جبرئيل به صورت دحيه كلبى نزد آن حضرت بود و با او خلوت كرده بود و چون أبا ذر آنان را ديد ، از نزد آنها برگشت و نخواست سخن آنها را قطع كند ، جبرئيل گفت : يا محمد ! اين أبو ذر بود كه به ما گذر كرد و به ما سلام نداد ، هلا اگر سلام داده بود پاسخش مىگفتيم ، اى محمد ! اين أبو ذر را دعائى است معروف نزد اهل آسمانها ، از او بپرس ، از آن دعا هنگامى كه من به آسمان بالا رفتم ، چون جبرئيل بالا رفت ، أبو ذر نزد پيغمبر ( ص ) آمد و رسول
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 349
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٤٩