تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
( 1 ) 6 - از اسحاق بن عمّار گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : قربانت ، راستى من از عقرب‌ها مىترسم ، فرمود : به سه ستاره از هفت ستارهء بنات النعش بنگر كه در كنار ميانهء آنها اختر كوچكى است نزديك آن كه عرب آن را سها نامند و ما آن را اسلم ناميم هر شب خيره بدان نگاه كن و سه بار بگو : اللَّهم ربّ اسلم ، صلّ على محمد و آل محمد و عجّل فرجهم و سلّمنا . اسحاق گفت : در عمر خود آن را ترك نكردم جز يك بار كه در آن يك بار هم عقرب مرا گزيد . ( 2 ) 7 - از سعد اسكاف گويد : شنيدم كه امام صادق ( ع ) مىفرمود : هر كه اين كلمات را بگويد من ضامنم كه گزند عقرب و گزنده‌هاى ديگر به او نرسد تا صبح : اعوذ بكلمات اللَّه التامّات التي لا يجاوزهن برّ و لا فاجر من شرّ ما ذرأ و من شرّ ما برأ و من شرّ كلّ دابّة
هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
. ( 3 ) 8 - از على بن ابى حمزه از ابى الحسن ( ع ) فرمود : رسول خدا در يكى از جهادهاى خود بود ، و اصحابش از آزار كيك به وى شكايت بردند ، فرمود : چون هر كدام شما به بستر خود رود بگويد : اى سياه جهنده كه از بست و بند و در باكى ندارى من تو را قسم مىدهم به امّ الكتاب كه مرا و يارانم را آزار نرسانى تا شب برود و بامداد بيايد بدان چه آيد ( و الذي نعرفه - آنچه ما مىدانيم اين است )