تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
مقامى ارجمند و قدر و اعتبارى بسزا دارند ، به حق آن مقام و به حق آن مقدرة كه رحمت كن محمد و آل محمد را و با من چنين و چنان كن . زيرا چون روز رستاخيز شود هيچ فرشتهء مقرّب و پيغمبر مرسل و مؤمنى آزموده نماند جز اينكه بدانها نياز دارند در آن روز . ( 1 ) 22 - از معاوية بن عمّار و علاء بن سيابه و ظريف بن ناصح كه : چون منصور عبّاسى به دنبال امام صادق ( ع ) فرستاد ، آن حضرت دست به آسمان برداشت و گفت : بار خدايا تو آن دو پسر بچه را بخاطر خوبى پدر و مادرشان نگه داشتى ، مرا هم بخاطر خوبىِ پدرانم محمد و على و حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على ( ع ) نگهدار ، بار خدايا من به وسيلهء تو گلوى او را بگيرم و از شرّ او به تو پناه برم . سپس به شتربان فرمود : حركت كن ، و چون ربيع حاجب درِ خانهء منصور خدمت آن حضرت رسيد به او گفت : وه ، چه اندازه دلش به تو سختگير است ، من از او شنيدم مىگفت : به خدا هر چه نخل خرما دارند مىبرم و هر چه دارائى دارند چپاول مىكنم و هر چه كودك دارند به اسيرى مىگيرم ، گويد : زير لب چيزى نهانى فرمود ، و چون به منصور وارد شد سلام كرد و نشست و منصور جواب داد به آن حضرت و گفت : به خدا تصميم گرفته بودم نخلى برايت نگذارم و همه را ببرم و هر چه دارى بگيرم . امام صادق ( ع ) فرمود : يا امير المؤمنين راستى خداوند ايّوب را گرفتار كرد و او صبر كرد و به داود نعمت داد و او شكر كرد و به يوسف قدرت انتقام از برادران عطا كرد و او هم گذشت كرد و تو هم از اين نژادى و اين نژاد كارى