فرمود : بگو :
توكلت على الحى الذى لا يموت و
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً
. گويد : آن مرد تا زمانى كه خدا مىخواست گذرانيد و سپس پيغمبر گذر كرد ، پيغمبر او را آواز داد و گفت : چه كردى ؟ جواب داد : يا رسول اللَّه ، آنچه را به من تعليم دادى ادامه دادم و خدا بدهكاريم را ادا كرد و وسوسهء خاطرم را از ميان برد .
( 1 ) 3 - از امام صادق ( ع ) كه مردى نزد پيغمبر ( ص ) آمد و عرض كرد : يا رسول اللَّه من از وسوسهء در سينهء خود سختى كشيده و مىكشم و من مردى عيال وار و نيازمندم .
به او فرمود : اين كلمات را تكرار كن :
توكلت على الحى الذى لا يموت و
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً
.
و درنگى نشد كه نزد او آمد و به آن حضرت عرض كرد :
خدا وسوسهء سينهام را برد و بدهكارى مرا پرداخت و روزيم را فراوان ساخت .
( 2 ) 4 - از موسى بن بكر كه امام كاظم ( ع ) اين را برايم در كاغذى نوشت : بار خدايا بر گردان به همه آفريدههايت مظالم و حقوقى كه به عهدهء من است از خرد و كلان حقوق با تسهيل خودت