مؤاخذهاى نيست ، و اين دو وجه دارد :
1 - گناهى است خرد كه ترك عمل كفارهء آن نگردد .
2 - قصد گناه به هيچ وجه خوبى و بدى نداشته باشد چنانچه جمعى بدان قائلند ( و گويند تجرى موجب عقابى نيست ) و اولى روشنتر است ، آرى اگر محض خطور در دل باشد بىاختيار او تكليفى نسبت بدان ندارد و تفصيل آن در باب بث ايمان بر جوارح گذشت و هم در باب وسوسه . و محقق طوسى در تجريد گفته است : ارادهء بد ، بد است و تفصيلش اين است كه آنچه در دل باشد بر سه گونه است :
1 - خاطرات ناگهانى بىتصميم و استقرار و گذشت كه مؤاخذهاى ندارند و در آن ميان امت ظاهراً خلافى نيست .
2 - توجه و حديث نفس بر وجه اختيار كه كارى بكند و يا نكند و اگر آن حسنه باشد يك حسنه محسوب گردد تا آخر مضمون اين حديث .
3 - عزم و تصميم و توطين نفس بر كردن و يا نكردن و اين مورد اختلاف است ( و موضوع بحث در باب تجرى است ) و اكثر اصحاب گفتهاند :
مؤاخذه ندارد ، طبق ظاهر اين اخبار و اكثر عامه و متكلمين و محدثين گفتهاند :
مسئوليت دارد ولى در خور همان عزم بر گناه نه به اندازهء خود آن گناه زيرا آن را نكرده است و اگر كرد گناه دومى است زيرا :
1 - خدا فرمايد ( 19 سوره نور ) : « راستى كسانى كه دوست دارند كه هرزگى در بارهء آن كسانى كه مؤمن هستند فاش شود از آن آنها است عذابى دردناك » و هم فرمايد ( 12 سوره حجرات ) : « كناره كنيد از بسيارى گمانها زيرا برخى گمانها گناه است » .
2 - اخبار بسيارى كه دلالت دارند حسد و خوار شمردن مردم و قصد بد در بارهء مردم حرام است و احاديث داله بر عدم مؤاخذه را حمل به صرف توجه به گناه كردهاند كه به عزم و تصميم نرسد .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 758
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٥٨