مىشد مىگفتند : از روزى كه مسلمان شديم جز بدى نكشيديم ، و از دين بر مىگشتند . انتهى . زيرا در صورت عدم مراجعه به امام معصوم عالم به احكام از طرف خدا در فهم حكم بسيارى از امور در مىمانند و به ناچار بايد بدعت گذارند و از طرف خود حكم بتراشند و اين خود موجب شرك در قانونگذارى است و خدا مىفرمايد : «
وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
« هلا كه حكم خاص حضرت او است » . از مجلسى ( ره ) - اين حديث دلالت دارد كه نارضايتى بدان چه خدا كرده است و تسليم نشدن بدان چه از طرف ائمه ( ع ) برسد شرك است و در باب تسليم گذشت كه خطاب در اين آيه متوجه امير المؤمنين ( ع ) است . از مجلسى ( ره ) -
« اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ »
در مجمع گويد :
يعنى دانشمندان و علماى آنها و
« وَ رُهْبانَهُمْ »
يعنى عابدان خود را . مجلسى ( ره ) - دليلش اين است كه حقيقت عبادت خضوع و تذلل و طاعت و انقياد است و از اين رو خدا پيروى از هواى نفس و شيطان را عبادت آنها ناميده است و فرموده است :
« أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
» « آيا ملاحظه كنى كسى كه هواى نفس خود را معبود خود ساخته است » و هم فرموده است ( 60 سوره يس ) : « آيا به شما سفارش نكرديم اى آدميزادگان كه شيطان را نپرستيد » در صورتى كه پيروى از ديگران بىدستور خدا عبادت آنان باشد بيشتر خلق در پرستش جز خدا بسر مىبرند كه نفسِ امّاره و شيطان و اهل معصيت و كافرانند ، و اين است همان شرك خفى ، پناه بر خدا . مجلسى ( ره ) - آنچه درخواست كرده است يا معجزهاى بوده و يا دليلى بر امامت و در هر صورت يا معجزه و دليلى اظهار داشته و راوى آن را ذكر نكرده يا مصلحتى در اظهار آن نديده و يا مىدانسته كه حجت بر او تمام