از مجلسى ( ره ) - مرجئه ، فرقهاى بودند كه ايمان را همان علم به ما جاء به الرسول مىدانستند ، و مىگفتند : با وجود ايمان هيچ گناهى زيان ندارد چنانچه با وجود كفر هيچ طاعتى سود ندهد .
شيخ بهائى ( قدس سره ) قدريه را به جبرى مذهبها تفسير كرده و من مىگويم ممكن است مقصودِ قائلين به تفويض باشد كه بنده را در افعال خود مستقل مىدانند و مىگويند خدا هيچ دخالتى در آن ندارد .
در نهايه گفته كه : حروريه ، يك دسته از خوارجند كه مركز اول آنها حروراء بوده است و آن محلى است نزديك كوفه و بدان منسوب شدند و در آنجا حكومت برپا كردند و اينان سختترين خوارجند كه على ( ع ) با آنها نبرد كرد .
« الكافرة المشركة » كفر از نظر ترك طاعتِ خدا در بارهء وجوب اطاعت از ائمهء بر حق از روى عناد و ستم و شرك از نظر اطاعتِ پيشوايانِ جور كه آنها را در برابر خدا واجب الاطاعه دانستند . ظاهر اين است كه مقصود خوارى در دنيا است و نزد مردم زيرا طاعتش موجب ترك دنيا و زيورِ آن است و حكومت ناتوانها بر تواناها و رضا به قسمتِ برابر ميان شريف و وضيع و قناعت به كم از حلال و تواضع و ترك تكبر و سرفرازى و همهء اينها موجب خوارى است در برابر مردمِ دنيا طلب . اين حديث دلالت دارد كه جاهل در اكثر موارد معذور است چنانچه اگر امامت على ( ع ) را نداند و دليلى بر آن ندارد اگر در بارهء آن توقف كند و مبادرت به انكار ننمايد كافر نباشد و در شمار مستضعفين درآيد . از مجلسى ( ره ) -
« و من نصب معه شيئا »
يعنى امام ديگرى را با او شريك داند و او را از مرتبهء خود عقب اندازد مشرك باشد زيرا كه دينى جز دين خدا آورده باشد و با خدا در نصب امام شريك شده است .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 724
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٢٤