يا امامت يا نبوت و معاد يا سائرِ اصول و مقررات دينيه با اينكه در اين باره تعصب دارد و به كمال بلوغ عقل بر او اتمام حجت شده است و در اين ميان واسطهاى پديد شود كه :
مرتكبان كبيره از اماميه و مستضعفان از عامه و كسانى كه بر آنها اتمام حجت نشده است از سائر فرق و اينانند كه احتمال دارد به دوزخ روند يا نروند و اينها واسطه ميان مؤمن و كافرند .
يا مقصود از مؤمن مطلق شيعهء امامى صحيح المذهب است گرچه گنهكار باشد و مقصود از كافر همان است كه گفتم بر اين پايه كه شيعه درست عقيده به دوزخ نرود چنانچه اخبار بسيارى بر آن دلالت دارد و عذاب گنهكاران شيعه در مرگ و برزخ و قيامت به پايان مىرسد و واسطه همانهايند كه ذكر شد جز صاحبان كبيره از شيعه . و زراره منكر واسطه بوده است و واسطهها را جزء كفار مىشمرده يا برخى را جزء كفار و برخى را جزء مؤمنان مىشمرده و روا نمىدانسته مؤمن به دوزخ رود و غير مؤمن به بهشت رود از اين رو پس از پذيرفتن تشيع زن نگرفته است زيرا مخالفان را كفار مىدانسته و تزويج آنها را درست نمىدانسته و گويا دليلِ او اين آيه بوده است كه در :
«
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ
» و آيهء ديگر كه : «
فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ
» و منع دلالت آنها ظاهر است .
« لا علم له بالخصومة » ظاهر اين است كه غرض او امام ( ع ) است و حملش بر اينكه مقصود خود او باشد بعيد است و من گويم ممكن است صرف خطور به ذهن باشد كه مؤاخذه ندارد و حاصل كلام امام در مقام رد بر زراره اثبات واسطه است زيرا مخالفان در برخى احكام چون مسلمانان اگر چه جز واسطهها مخلّد در دوزخ باشند و بعلاوه ممكن است بعضى از مخالفين چون مستضعفان به بهشت روند و چون زراره غرض آن حضرت را درك نكرد و مىپنداشت كه واسطه غير معقول است او را متوجه كرد به حال كسانى كه