از مجلسى ( ره ) - گفتهاند وجه انحصار مردم در اين شش صنف اين است كه مردم يا كافر باشند و يا مؤمن و يا نه اين و نه آن ، به اين معنى كه نه حق را فهميده و نه به انكارش گرائيده . و از اين ميان مؤمن چهار قسم دارد :
1 - مؤمنِ كامل سابق بالخيرات كه هيچ گناهى نكرده است و اهل بهشت است .
2 - مؤمنِ گنهكارى كه توبه كرده است و از كسانى است كه اعتراف به گناهِ خود دارد و كردارِ خوب و بدش به هم آميخته است .
3 - مؤمنِ گنهكارى كه توبه نكرده است و كارِ خوبش بيش از كارِ بد او است و اين از آنها است كه كارش با خدا است .
4 - كه حسنهاش غلبه ندارد و توبه هم نكرده و از اصحاب اعراف است .
تو به خوبى دانستى كه زبان آيات و اخبار در تعبير از ايمان و كفر غير از زبان متكلمين است و مؤمن بيشتر اطلاق مىشود بر كسى كه عقائدش درست است و به فرايض خدا عمل كرده است و از كبائر بر كنار است و وعده به بهشت دارد و در آن درآيد و در برابر او اقسام بسيارى است كه با آن شش قسم شمرده شده است :
1 و 2 - اهل وعيدند ، يعنى اهل وعده و اهل وعيد ، يكى را ذكر كرده است براى تغليب و در برخى نسخهها كلمهء وعد است و در برخى وعدين به لفظ تثنيه و اين اظهر است ، يعنى كسانى كه به طور قطع وعدهء ثواب و يا تهديد به عقاب در بارهء آنها واقع است در صورتى كه به يكى از اين دو حال بميرند كه اهل وعد اهل بهشت باشند و اهل وعيد اهل دوزخ و در بارهء اينها است كه خدا در سورهء توبه فرموده راجع به اهل وعد :
« خدا به مؤمنين و مؤمنات وعدهء بهشتى داده كه نهرها در كفِ آن
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 702
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٠٢