از خود فراداى خوانده شده كه واجب بوده .
3 - نماز در بقاع شريفه كه مستحب است و افضل است از نماز در غير آن به صد هزار برابر تا دوازده برابر .
4 - مسواك براى حضور در نماز كه مستحب است و افضل از مبادرت به نماز جمعه است كه واجب است .
و همهء اينها معارض با خودِ واجب نيست ، زيرا فزونى ثواب براى مصلحت زائد بر اتيان اصل واجب است بدون آن قيد سپس با اين بيانات شهيد مناقشاتى فرمايد تا آنكه گويد :
من گويم ممكن است اخبار تفضيل واجب بر مستحب راجع به نوع خودش باشد مانند نمازِ واجب بر نماز مستحب و لازم نيايد كه مجرد رد سلام واجب افضل باشد از يك حج مستحب يا از نماز جعفر طيار و يا از ساختنِ پل بزرگى يا مدرسهء بزرگى .
شيخ بهائى ( ره ) گفته : اين از احاديث صحيح است و با اندك اختلافى ميان خاصه و عامه مشهور است و در صحاح آنها وارد شده است و بعد از نقل حديث و شرح بعضى جملهها گويد نسبت ترديد به خدا سبحانه نياز به تأويل دارد و در آن وجوهى است :
1 - در كلام مقدرى است به اين تعبير كه : اگر ترديد بر من روا بود چنين بود .
2 - اين تعبير كنايه از نهايت احترام و ارجمند شمردن بنده است چون كه در آزار كردن چيزهاى بىاحترام و ناارجمند مانند مار و پشه و مگس بىدرنگ اقدام مىشود ولى در آزار و كيفرِ دوستانِ ارجمند ترديد و دودلى فراوانى اعمال مىشود ، پس اين جمله كنايه از احترام است كه ملزوم آن است و در كنايه لازم نيست معنى تحت لفظ وجود داشته باشد بلكه همان مقصود لازم است چنانچه عرب گويد : فلانى كثير الرماد است ، و مقصودش اين است
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 673
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٧٣