بهرهء دنيا و نقد باشد و نه يارى جستن به تقوى به همان بخش 2 پيوندد و از دنياى مذموم گردد .
و هنگام مرگ جز سه چيز براى بنده نماند ، صفاى دل ، انس به ياد خدا ، دوستىِ خدا . و صفاى دل حاصل نشود جز به ترك مشتهيات دنيا ، و انس به دست نيايد جز به كثرتِ ذكر خدا ، و دوستى محقق نشود جز به معرفت كه به دست نيايد جز با انديشهء مداوم . از مجلسى ( ره ) - « ما اقبح » در بيان اظهار شگفتى است و مقصود ميل و رغبت به مردم است به دنبال كردن و خواهش نمودن كه باعث خوارى و زبونى است ، و اما رغبت به خدا كه عين عزت است . از مجلسى ( ره ) - شايد مقصود از طمع همان ميل دل است بدان چه در دست مردم است و آرزو كردن آن است و مقصود از رغبت اظهار آن است و خواهش و طلب از مخلوق . از مجلسى ( ره ) -
« رأيت الخير كله »
يعنى آسايش و خير دنيا و سعادت آخرت زيرا طمع خوار و زبونى و حسد و كينه و دشمنى و بدگوئى و مذمت و ظهور رسوائىها و ستم و مداهنه و نفاق و رياء و صبر بر باطل مردم و اعانت بر آن و بىتوكلى بر خدا و عدم زارى به درگاه او و رضا به قسمت او و تسليم به امر او به بار آرد و مفاسد ديگر كه به شمار نيايد و قطع طمع علاج همهء آنها است . از مجلسى ( ره ) - در قاموس است كه خرق و ناسازگارى ضد نرمش و سازگارى و بدرفتارى در امور است و به معنى حماقت است ، و در نهايه آن را به نادانى و حمق تفسير كرده .
و ناسازگارى براى آن از ايمان بر كنار است كه :
1 - مؤمنان را آزار كند با اينكه مؤمن كسى باشد كه مسلمانان از دست و زبانش آسوده باشند .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 655
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٥٥