از مجلسى ( ره ) -
« كاد الفقر ان يكون كفراً »
اين عبارت چند وجه دارد :
1 - آنچه به خاطر رسيد كه مقصود از آن فقر و نيازمندى به مردم است و اين همان فقر مذموم است زيرا سؤال از خلق و بىتوجهى به خالق و آنكه ضامن روزى است براى طلب روزى و حوائج ديگر نوعى است از كفر و شرك زيرا اعتماد به خدا سبحانه ندارد و نه به ضمانت او و پندارد كه خلق عاجز بر انجام حاجت او بىتقدير و تسبيب خداوند توانا است و گاهى كفر باشد و گاهى شرك .
2 - مقصود فقر بىصبر است كه از آن پناه بايد جست و فقر ممدوح ، فقر با صبر است . غزالى گفته : سببش آن است كه چون سختى حال خود و خاندانش را بيند و نعمت فراوان ظالمان و فاسقان را بسا كه نسبت بىعدالتى به خدا دهد .
3 - راوندى در كتاب شرح الشهاب گفته : مقصود اين است كه فقير بر اثر سختىِ حالِ خود و عيالش در معرض اين است كه به دزدى و خيانت و غصب افتد و بسا راه ببرد و مسلمان را بكشد و به خدمت ظلمه درآيد و از غضب و ظلم نان بخورد و اين اعمال بر اساس بىايمانى و كفر انجام شود .
« كاد الحسد ان يغلب القدر »
چند وجه دارد :
1 - راوندى گفته : مقصود اين است كه حسد باعث سلب نعمت محسود شود و بسا بر مقدرات او غلبه كند زيرا بسا كه حسود به كشتار محسود و يا اتلاف مال و بر هم زدن زندگى او اقدام نمايد و گويا در مقام چيرهگى بر مقدرات است .
2 - يعنى حسد مايهء افزايش نعمت محسود مىشود و بر مقدر او غلبه مىكند .
3 - حسد مايهء زوال نعمت خود حسود شود و بر مقدر او تأثير كند .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 640
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٤٠