روايت كردهاند . از مجلسى ( ره ) -
« يخالفون بين جباههم و ركبهم »
يعنى پيشانى خود را دنبال سر زانوهاشان بر زمين مىنهادند و يكى را دنبال ديگر مىآوردند و اين نزديك به همان نوبت به نوبت است ، و گفته شده : يعنى ميان نشستن و سجده كردن آنان تفاوت بوده و سجدهء آنها درازتر از نشستن بوده . از مجلسى ( ره ) - در نهج البلاغه از امير المؤمنين چنين روايت شده كه فرمود : براى من در دوران گذشته يك برادر دينى بود ، ابن ابى الحديد گفته : مردم در آنكه مقصود از اين گفتار چيست اختلاف دارند و برادرى كه بدان اشاره شده كسانى را پندارند :
1 - گفتهاند منظور رسول خدا ( ص ) است ولى با تعبير ضعيفاً مستضعفاً نارسا است زيرا مقام رسالت را بدين گونه نستايند گرچه در مقام تأويل آن برآيند و گويند مقصود نرمش سخن و گشايش اخلاق او است ولى باز هم اين تعبير او را نسزد .
2 - گفتهاند منظور ابو ذر غفارى است ، و گروهى جملهء ( شير جهنده ) را در بارهء او مستبعد شمارند چون ابو ذر به شجاعت معروف نيست .
3 - گفتهاند منظور مقداد بن عمرو ، معروف به مقداد بن اسود است كه از شيعيان على ( ع ) و دلاورانِ به نام بوده است .
4 - برخى گفتهاند اين سخن بر پايهء مثل ادا شده كه شيوهء معروفى است نزد ارباب ادب در شعر و نثر و اين بهترين وجه است نزد من ولى توصيف از اين برادر كه شيرى است جهنده نبايد منحصر به شجاعت در نبرد باشد بلكه مقصود شجاعت اخلاقى است در درگاه الهى و استقامت در برابر باطل كه ابو ذر در آن دادِ مردى داده و يك تنه در حكومت معاويه در شام و نيروى خلافت عثمان مردانه ايستاده است ، او است كه طبل رسوائى بنى اميه را كوفت و بر خلافت عثمان برآشفت و شورش اسلامى را بر عليه حكومت
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 596
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٩٦