( 1 ) 4 - از امام صادق ( ع ) ، فرمود :
به راستى مردى گناه مىكند و پشيمان مىشود از آن ، و كار خيرى مىكند و از آن شاد مىشود ، و از آن حالِ ندامت و پشيمانى دور مىافتد و اگر بر همان حالِ پشيمانى باشد ، بهتر است برايش از اين حالى كه پيدا كرده است .
( 2 ) 5 - فرمود ( ع ) : يك مردِ عالمى نزد عابدى آمد و به او گفت :
چطور نماز مىخوانى ؟ در پاسخش گفت : از چون منى پرسند كه چطور نماز مىخوانى ؟ من از آغاز چنين و چنان خدا را عبادت مىكنم ، گفت : چگونه است گريهء تو ؟ گفت : به اندازهاى گريم كه اشكم روان شود . آن عالم گفت : به راستى اگر بخندى و از خدا ترسان باشى بهتر است كه گريه كنى و به خود ببالى ، راستى هر كه بر خود ببالد ، هيچ كردارى از او بالا نرود .
( 3 ) 6 - از امام باقر يا امام صادق ( ع ) فرمود :
دو مرد به مسجد رفتند ، يكى عابد بود و يكى فاسق ، از مسجد بدر آمدند ، آن فاسق مقام صدّيق داشت و آن عابد ، فاسق بود ؛ و اين براى آن است كه عابد به مسجد رود و به عبادتِ خود مىنازد و همهء انديشهاش در اين است و فكر فاسق و بدكار دنبال پشيمانى از كارِ بد و توبه است و از خدا عز و جل در بارهء هر چه گناه كرده است آمرزش مىخواهد .
( 4 ) 7 - از عبد الرحمن بن حجّاج ، گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : مردى كارى مىكند و از آن ترسان و نگران است و سپس
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٢٧