خدا تعالى ( 29 سوره فتح ) : « نشانهء آنها در رخسارهاشان از اثر سجده است » و لازم نيست معرفت عمومى باشد بلكه ائمه و فرشتهها آنها را بدين نشانه مىشناسند ، از مجلسى ( ره ) . از مجلسى ( ره ) -
قوله « او من اريد به رسول اللَّه »
در ائمه مورد اجماع است و در جز آنان از سادات و علماء مورد اختلاف است و نديدم كسى از اصحاب ما تصريح به حرمت كرده باشد . از مجلسى ( ره ) -
« من ذلك السرور »
يعنى بسبب او ، و اين مؤيد آن است كه به واسطهء شادى نمونهاى آفريده شود نه اينكه خود عمل مجسم گردد . از مجلسى ( ره ) - ناصبى در عرف اخبار شامل مخالفانى كه در مذهب خود تعصب دارند مىشود و غير ناصبى همان مستضعفانند . از مجلسى ( ره ) - مقصود سوار كردن هزار مجاهد است براى جهاد در راه خدا يا اعم از آن و از فرستادن به حج و زيارت . ابهام از دست باشد يا پا ، و اول اظهر است و خاك شدن ابهام مانع گزيدن نيست زيرا خاك آن هم چون خودش عذاب پذير است و شايد خدا در آن حس دردناكى آفريند ، انتهى . و من مىگويم : محتمل است كه گزيدن در كالبد مثالى باشد يا در روزهاى اول باشد و دردش در روح تا قيامت بماند ، از مجلسى ( ره ) . از مجلسى ( ره ) -
« كان أسوأ حالا »
دو احتمال دارد :
1 - ضمير كان به معذور برگردد ، يعنى آنكه حاجت را رد كرده و معذور شمرده شده بدحالتر است زيرا طالب حاجت از مؤمنان كامل آبرومند است و رد حاجتش زشتتر است ، تا آنكه گويد : از يكى از فضلاى نزديك به عصر ما روايت شده كه گفته : مقصود به عذر اسقاط حق است در آخرت و بدحالتر بودن براى آن است كه منتى بر سر او گذارده و سودى هم
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 762
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٦٢