مسلمان مىشود هنگام مرگ ، و اين حديث شامل يك معجزهاى است و اگر چه محتمل است كه والدين فرزند مسلمان مستثنى باشد از عدم جواز غسل و نماز بر كفار .
و لا تخبرن احداً
گفتهاند شايد سفارش حضرت كه با كسى نگويد نزد او رفته است براى اين بوده كه مبادا پيشوايان ضلالت او را از آن حضرت منصرف سازند و به گمراهى اندازند قبل از آنكه بصيرت كامل يابد .
من گويم : ممكن است براى تقيه بوده و خصوص نظر به اينكه خبر شامل پيشگوئى و اعجاز هم هست .
قوله كانه معلم صبيان
اين تشبيه از جهاتى است :
1 - از نظر كثرت اجتماع مردم متفرقه از هر نژاد و ملتى كه در گرد آن حضرت بودند و پرسشهاى مختلفى كه طرح مىكردند .
2 - از نظر لطف و مهربانى كه حضرت نسبت به عموم آنها اظهار مىكرده و مانند كودكان معصوم آنها را نوازش مىنموده .
3 - از نظر اينكه همهء آنها در برابر درياى علم و دانش آن حضرت چون كودكانى بودند در برابر معلم ، همه گوش بودند و هر چه آن حضرت مىفرمود پذيرا بودند و اعتراضى نداشتند و اگر چه هر كدام در مقام خود از فضلا و دانشمندان عصر خود بشمار مىرفتند ، پايان نقل از مجلسى ( ره ) .
من مىگويم ، دلالت اين حديث بر طهارت نصارى بسيار روشن و واضح است و تأويلاتى كه از آن كنند بسيار ركيك و سست است مثل تأويل به اينكه مقصود حضرت معاشرت و همخوارگى در مأكولات خشك است .
و مثل اينكه گفتهاند تجويز امام خوردن طعام را در ظرف آنها به همراه آنها دلالت ندارد به پاكى آنها و پاكى طعام آنها ، در صورتى كه با رطوبت دست بدان زده باشند و دلالت ندارد بر عدم سرايت نجاست تن آنها به خوراك زيرا ممكن است كه در ظرف آنها خوراك پاكى بخورد بدون
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 749
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٤٩