ديگر است و در اين علت گوئى ابهامى است ، و وجوهى دارد :
1 - اينكه وعدهء خدا راست است و شما هم به وظائف خود عمل كردى و داراى مقام عصمتى و جاى نگرانى نيست و اين منافات ندارد كه ديگران بايد غم آخرت داشته باشند .
2 - غم براى امرى است كه چاره ندارد و در اينجا چاره موجود است و آن عمل طبق دستورهاى خدا و اطمينان به وعدههاى خدا است .
3 - حزن حضرت عميق بوده است و اين منافات ندارد با حسن حزن معتدل نسبت به آخرت .
« و ما فيه الناس » يعنى اضطراب عموم مردم يا خصوص شيعه زيرا عبد اللَّه بن زبير از آنها انتقام جنگ جمل را مىكشيد و او دشمنترين مردم بود نسبت به اهلِ بيت و او سبب انحراف زبير از امير المؤمنين شد كه فرمود :
هميشه زبير با ما خاندان بود تا جوجه او بزرگ و مانع شد ، و مشهور اين است كه پس از شهادت امام حسين هفت روز از رجب مانده سال 64 در روزگار يزيد با او به خلافت بيعت شد و گفتهاند : چون حسين ( ع ) در سال 64 هجرت شهيد شد ، ابن زبير در مكه مردم را به پيروى خود خواند و از يزيد بدگوئى كرد و او را به فسق و گناه و مى خوارى ستود و مردمِ تهامه و حجاز با او بيعت كردند و چون خبر به يزيد رسيد حصين بن نمير و روح بن زنباع را خواست و با هر كدام لشكرى پيوست و مسلم بن عقبه را فرماندهء كل قوا ساخت و چون وداع كرد ، به مسلم چنين سفارش كرد :
اى مسلم ، هر چه اهل شام براى دشمن خود خواستند ، جلو آنها را مگير و از راه مدينه برو و اگر با تو جنگيدند با آنها بجنگ ، و اگر بر آنها پيروز شدى سه روز شهر مدينه را بر لشكر حلال كن .
مسلم آمد به مدينه و در حره منزل كرد و اهل مدينه در برابر او بيرون شدند و قشون پياده كردند و فرماندهء آنان عبد اللَّه بن حنظله راهب بود كه
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 710
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧١٠