صادق ( ع ) وارد شدم و دست او را گرفتم و بوسيدم ، فرمود :
أما اين نشايد جز براى پيغمبر يا وصىّ پيغمبر .
( 1 ) 4 - از يونس بن يعقوب گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم :
دستت را بده ببوسم و به من داد ، گفتم : قربانت سرت را و چنان كرد و من آن را بوسيدم . گفتم : قربانت ، پايت را ، پس فرمود :
سوگند خوردم ، سوگند خوردم ، سوگند خوردم ( تو را قسم مىدهم كه بگذرى خ ل ) ( من قسمت كردم و بوسهء پا را به خلفاء جور گذاشتم خ ل ) تو قسم خوردى كه پا را هم ببوسى ؟ خ ل ) ( تو قسم خوردى پا را هم ببوسى و آن باقيمانده ؟ پس ببوس خ ل ) تا سه بار ، چيزى مانده ، چيزى مانده ، چيزى مانده .
( 2 ) 5 - از على بن جعفر از أبى الحسن ( ع ) فرمود :
هر كه خويشى را براى رحم ببوسد چيزى بر او نيست ؛ بوسهء برادر بر گونه است و بوسهء امام ميان دو چشمِ او است .
( 3 ) 6 - از امام صادق ( ع ) فرمود :
بوسه بر لب نباشد جز براى همسر يا فرزند خردسال .
باب مذاكرهء برادران
( 4 ) 1 - از على بن أبى حمزه گويد : شنيدم امام صادق ( ع ) مىفرمود :