( 1 ) 3 - از ابى على جوّانى ، گفت : ديدم امام صادق ( ع ) به يكى از مواليان خود به نام سالم كه دست بر دو لبش نهاده بود مىفرمود :
اى سالم ، زبانت را نگهدار تا سالم بمانى و مردم را بر دوش ما مكشان .
( 2 ) 4 - از عثمان بن عيسى گويد : در حضور أبو الحسن ( ع ) بودم كه مردى به آن حضرت گفت : به من سفارشى فرما .
در پاسخ او فرمود : زبانت را نگهدار تا عزيز باشى و مهار خود را به دست مردم مده تا خود را خوار كنى .
( 3 ) 5 - رسول خدا ( ص ) به مردى كه نزدش آمده بود فرمود :
تو را به چيزى رهنمائى نكنم كه به بهشت برد خدا براى آن ؟
فرمود : چرا يا رسول اللَّه ، فرمود : از آنچه خدا به تو داده بده ، گفت :
اگر خود نيازمندتر باشم از آنكه مىخواهم به او بدهم ، فرمود :
ستم ديدهاى را يارى كن ، گفت : اگر ناتوانتر از آن ستمديده باشم ؟
فرمود : كارى براى بدبخت بىخرد كن يعنى او را رهنمائى كن ، گفت : اگر خود بدبخت و بىخردم بيش از آنكه بخواهم براى او كار كنم ؟ فرمود : زبانت را جز از خوبى گفتن نگهدار ، آيا شاد نيستى كه يكى از اين خصلتها در تو باشد و تو را به بهشت كشد .
( 4 ) 6 - از امام صادق ( ع ) كه لقمان به پسرش گفت :
اى پسر جانم ، اگر تو پندارى سخن از نقره است ، به راستى كه خموشى از طلا است .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 345
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٤٥