در حومهء مدينه گردش مىكردم ، به ناگاه پاى از مركب خود پائين نهاد و به سجده افتاد و به درازا كشيد و به درازا ، سپس سر برداشت و سوار مركبش شد ، من گفتم : قربانت ، سجده را بسيار طول دادى ؟
فرمود : من به ياد نعمتى افتادم كه خدا به من عطا كرده و خوش داشتم كه پروردگارم را شكر گزارم .
( 1 ) 27 - از امام صادق ( ع ) فرمود :
در آنچه خدا عز و جل به موسى ( ع ) وحى كرد ، فرمود : اى موسى ، حق شكر مرا به جاى آور ، عرض كرد : پروردگارا ، چگونه حق شكرت را به جا آورم و شكرى نگزارم جز آنكه همان شكر هم نعمتى است كه تو به من ارزانى داشتى ؟ فرمود : اى موسى ، اكنون حق شكر مرا ادا كردى كه دانستى آن هم از من است .
( 2 ) 28 - فرمود :
چون بامداد كنى يا شام ، ده بار بگو : « بار خدايا هر چه به همراه من بامداد كرده است از نعمت تندرستى نسبت به دين يا دنيا از تو است يگانهاى ، شريك ندارى ، از آن تو است حمد و از آن تو است شكر بدانها بر گردن من اى پروردگارم تا خشنود شوى و پس از خشنودى » زيرا چون تو چنين گفتى شكر هر چه را خدا در آن روز و شب به تو نعمت داده انجام كردى .
( 3 ) 29 - فرمود كه :
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٠١