( 1 ) 7 - از امام صادق ( ع ) كه أمير المؤمنين ( ع ) مىفرمود :
بندهاى مزهء ايمان را نچشد تا بداند كه آنچه بايدش رسيد از او نگذرد و آنچه بايدش گذرد به او نرسد ؛ و اين كه زيان بخش و سود بخش همان خدا است عز و جل .
( 2 ) 8 - از سعيد بن قيس همدانى ، گفت : يك روز جنگى ، به مردى نگاه كردم كه تنها دو جامه بر تن داشت ، اسب به سوى او تاختم ، ديدم أمير المؤمنين است ( ع ) گفتم : يا أمير المؤمنين ، در چنين جايى ( با اين جامه ) ؟ فرمود : آرى اى سعيد بن قيس ، راست مطلب اين است كه هيچ بندهاى نيست جز اينكه براى او از طرف خدا نگهبان و پايندهاى است با او دو فرشته هستند كه او را نگه مىدارند از سر كوه بيفتد يا در چاه افتد و چون قضا نازل شود او را با آنچه رخ دهد رها كنند .
( 3 ) 9 - از على بن اسباط ، گويد : شنيدم از امام رضا ( ع ) مىفرمود :
در آن گنجى كه خدا عز و جل فرمايد ( 82 سوره كهف ) : « و زير آن گنجى براى آن دو بود » در آن گنج بود كه :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
در شگفتم از كسى كه يقين دارد به تقدير ، چگونه غمنده شود و در شگفتم از كسى كه دنيا و زير و رو شدن آن را بر اهلش بيند ، چگونه به آن اعتماد كند ، سزاوار است كسى كه از طرف خدا عقلى دارد ، خدا را متهم نداند در قضاى او و به كندى نسبت ندهد در رسانيدن روزى ، من گفتم : قربانت ، مىخواهم آن را بنويسم ، به خدا