و به وسيلهء با خود داشتن آنها دسترنج همهء مردم را مىربودند و به سران دست نشاندهء قبائل عرب هم سهمى مىدادند و به عبارت ديگر يهود يك دستهء استعمارگر ماهر سرزمين عربستان بودند كه در يمن و يثرب به خصوص نفوذ كاملى داشتند .
در حقيقت پول و بانگ سراسر عربستان كه وسيلهء تجارت و كسب و جلب منافع عموم مردم بود در دست اينها بود ، در آغاز هجرت پيغمبر به مدينه و توجه قبائل يثرب به آن حضرت نقشه كشيدند كه پيغمبر را هم مانند سائر سران عرب با خود همدست و همداستان سازند و از نفوذ او هم براى غارت و چپاول مردم استفاده كنند و به همين مناسبت با او عهدنامهء صلح مفصلى امضاء كردند كه در سيرهء ابن هشام ضبط شده است و من آن را در 23 ماده در مقدمهء جلد دوم شرح خصال صدوق عليه الرحمه ترجمه كردهام ولى پس از بررسى وضع اسلام و اطلاع بر اقتصاد عمومى اسلام و دقتى كه اسلام در توزيع ثروت كرده و به حد كافى از مطامع سرمايهدارى جلوگيرى نموده است و به خصوص ربا و بانك دارى را به وجه شديدى تحريم نموده يهود درك كردند كه نفوذ اسلام سرمايهدارى آنها را كاملًا تهديد مىكند و به غارت و چپاول آنها نسبت به دسترنج و منافع عمومى خاتمه مىدهد .
و با اينكه كاملًا درستى و صحت اسلام و مقررات قرآن را مىفهميدند ولى عشق پول و طلا و ليره جلو سران يهود سدى بود از پذيرش اسلام و هم آهنگى با عموم مردم ، در عين حالى كه سرمايهداران بزرگ يهود كه ملايان يهود در رديف آنها بودند به سختى با اسلام مبارزه مىكردند كارگران و بينوايان يهود تا آنجا به اسلام علاقه پيدا كردند براى روشن شدن اين موضوع داستان حويصه و محيصه بسيار قابل توجه است .
سيره ابن هشام ج 2 ص 63 .
ابن اسحاق گويد : رسول خدا ( ص ) اين دستور را صادر كرد كه :
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 780
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٨٠