عدى را از بنى عجلان خواست و فرمود : برويد به اين مسجدى كه اهل آن ستمكارند و آن را ويران كنيد و بسوزانيد و آنها شتافتند تا به قبيلهء بنى سالم بن عوف تبار مالك بن دخشم رسيدند و مالك به معن گفت : به من مهلت بده تا از خانهام آتشى بياورم ، و به خانهء خود رفت و شاخهء خرمائى را شعلهور ساخت و به دست گرفت و با هم دويدند تا وارد آن مسجد شدند و در حالى كه مردم آن در وى جمع شده بودند آن را سوزانيدند و ويران كردند و جمعيتِ آن پراكنده شدند و در بارهء آنها آيات معروفهء قرآن نازل شد كه :
« و آن كسانى كه مسجدى بر پا كردند براى زيان و كفر و تفرقهء مسلمانان » تا آخر داستان و آنها كه اين مسجد را بنا كردند دوازده تن بودند :
1 - حذام بن خالد از بنى عبيد بن زيد ، يكى از خاندانهاى تيرهء عمرو بن عوف كه از خانهء او مسجد شقاق جدا شده بود .
2 - ثعلبة بن حاطب از بنى امية بن زيد .
3 - معتب بن قشير از بنى ضبيعة بن زيد .
4 - ابو حبيبة بن ازعر از بنى ضبيعة بن زيد .
5 - عباد بن حنيف برادر سهل بن حنيف از بنى عمرو بن عوف .
6 - جارية بن عامر .
7 - مجمع بن جارية بن عامر .
8 - زيد بن جارية بن عامر .
9 - نبتل بن حارث از بنى ضبيعة .
10 - بحزج از بنى ضبيعة .
11 - بجاد بن عثمان از بنى ضبيعة .
12 - وديعة بن ثابت از بنى امية تيرهء ابى لبابة بن عبد المنذر .
از شدت عملى كه پيغمبر راجع به ويران كردن مسجد ضرار از خود نشان داد و از انتقاد شديد قرآن نسبت بدان ، به خوبى روشن است كه قصد
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 710
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧١٠