نكنند جز آنكه براى آنها ثبت شود تا خدا بدانها پاداش دهد بهتر از آنچه مى كردهاند » .
( 122 ) : « همهء مؤمنان شيوه ندارند كه كوچ كنند » الخ .
( 123 ) : ( أيا كسانى كه ايمان آورديد ، نبرد كنيد با آنها كه در پهلوى شما و در جوار شمايند از كفار و بايد از شما احساس سختگيرى كنند و بدانيد كه خدا با متقيان است ) .
آنچه از ملاحظهء مجموع اين آيات استفاده مىشود اين است كه آيه نفر شامل دو قسمت است :
قسمت اول آن يك گزارشى است از وضع واقعى و عمومى مسلمانان كه مىفرمايد عادت مؤمنين نيست كه همه و همه بكوچند ، اين يك واقعيتى است كه علل متعددى دارد مثل اين كه در همهء آنان روح اخلاص وجود ندارد كه دل از وطن و زندگى بردارند و رنج غربت را هموار كنند ، مثل اينكه امكان سفر و كوچ به جبههء مبارزه براى همه ميسر نيست ، مثل اينكه اگر همه و همه بخواهند بكوچند سرزمينهاى اطراف بىسكنه مىشود و در مدينه اجتماع تحمل ناپذيرى به وجود مىآيد .
منظور اين است كه صدر آيه گزارشى است از يك واقعيت ثابت و در مقام بيان حكمى نيست .
و قسمت دوم آيه بيان حكم و وظيفهاى است بر اساس اين وضع عمومى و آن عبارت از اين است كه بايد از هر قبيله جمعى در جبههء مبارزهء اسلام باشند ، يعنى دور پيغمبر باشند تا جهاد كنند و آمادهء دفاع باشند و در عين حال قرآن ياد بگيرند و در دين بصير شوند و به وطن برگردند و ديگران را تعليم دهند .
در آن تاريخ مركز فعاليت اسلام عبارت از حاضر بودن در دور پيغمبر بوده و مركزيت وجود پيغمبر جامع جهاد و تحصيل علم و تحصيل
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 680
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٨٠