( 1 ) 23 - از على بن الحسين بن عبد ربه ، گفت كه امام رضا ( ع ) يك صلهاى براى پدرم روانه كرد ، پس پدرم به آن حضرت نوشت :
آيا در آنچه شما براى من فرستاديد ، خمس واجب است ؟
در پاسخ به او نوشت : بر تو خمس واجب نيست در آنچه صاحب خمس براى تو روانه كرده است .
( 2 ) 24 - از ابراهيم بن محمد همدانى ، گفت : من به امام هادى ( ع ) نوشتم كه : على بن مهزيار نامهء پدرت را براى من خوانده كه آنچه را بر صاحبان مزارع واجب دانسته ، نصف يك ششم است ، پس از رد مخارج و نوشته است كسى كه در آمد مزرعهاش ، كفايت مخارج او را نكند ، نصف يك ششم و جز آن بر او نيست و كسانى كه نزد ما هستند ، در معنى مضمون اين نامه اختلاف دارند ، گويند : در درآمد مزارع و باغات ، خمس بعد از اخراج مخارج است و مقصود از مخارج ، مخارج خود مزرعه است و خراج و مالياتى كه بايد داد ، نه مخارج خود شخص و عيال او ، امام در پاسخ نوشت كه :
يعنى پس از مخارج خود و عيالش و بعد از خراج سلطان .
( 3 ) 25 - محمد بن زيد طبرى گويد : مردى از بازرگانان فارس كه از پيروان امام رضا ( ع ) بود ، به آن حضرت نامهاى نوشت و در بارهء خمس ، اجازه خواست ، در پاسخ او نوشت كه :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به راستى خدا واسع است و كريم ، بر هر كارى ضامن ثواب است و بر تنگ نظرى غم و اندوه ، هيچ مالى حلال نيست مگر از راهى كه خدايش حلال كرده است و به راستى ، خمس كمك ما است بر دين ما و بر عيالات ما و بر دوستان ما و وسيلهء بذل و بخشش ما است و حفظ آبروى ما از كسى كه از او بيم داريم ، آن را از ما دريغ نداريد و خود را از دعاى ما محروم