( 1 ) 6 - از أبى حمزه ، گويد : از على بن الحسين ( ع ) شنيدم مىفرمود : به راستى كه خدا آفريد محمد و على و يازده تن از فرزندانش را از نور بزرگوارى خود و آنها را نمونههائى در پرتو نور خود بر پا داشت ، او را مىپرستيدند پيش از آفرينش خلق ، خدا را تسبيح مىكردند و تقديس مىنمودند و هم آنهايند امامان از فرزندان رسول خدا ( ص ) .
( 2 ) 7 - از زراره ، گويد : شنيدم امام باقر ( ع ) مىفرمود : 12 امام از خاندان محمد ( ص ) همه مربوط به عالم غيب هستند و از فرزندان رسول خدا ( ص ) و از فرزندان على ( ع ) هستند و رسول خدا ( ص ) و على ( ع ) باشند همان دو والد ، على بن راشد برادر مادرى على بن الحسين ( ع ) چيزى گفت و منكر اين كلام شد ، امام باقر ( ع ) فرياد سختى زد و فرمود : هلا پسر مادر خودت هم يكى از آنها است ( مقصود امام سجاد ( ع ) است ) .
( 3 ) 8 - از ابى سعيد خدرى گويد : من حضور داشتم كه ابو بكر مُرد و عمر خليفهء او شد ، يكى از بزرگان يهود يثرب آمد كه يهود معتقد بودند او دانشمندترين اهل زمان خود است تا خود را به عمر رسانيد و به او گفت :
اى عمر ، من نزد تو آمدم و قصد مسلمانى دارم ، اگر از آنچه از تو بپرسم به من پاسخ دهى تو داناترين ياران محمدى به قرآن و سنّت و هر آنچه من مىخواهم از تو بپرسم . گويد كه عمر گفت :
من در اين پايه نيستم ولى تو را رهنمائى كنم به كسى كه او
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 579
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٧٩