فلان مرديم و زبان ما برگشت .
( 1 ) 8 - امام باقر ( ع ) فرمود : چون امير المؤمنين ( ع ) از دنيا رفت ، حسن بن على ( ع ) در مسجد كوفه به پا خاست ، و سپاس خدا كرد و بر او ستايش نمود و سپس فرمود :
أيا مردم ، به راستى ، امشب مردى در گذشت كه اولين از او پيش نباشند و آخرين به او نرسند ، او پرچمدار رسول خدا ( ص ) بود ، جبرئيل در سمت راستش بود و ميكائيل در سمت چپش از ميدان بر نمىگشت تا خدا به او پيروزى مىداد ، به خدا سپيد و سرخى ( نقره و طلا ) به جاى نگذاشته ، جز هفتصد درهم كه از عطاى او فزون از هزينه بوده و مىخواست با آن يك خدمتكارى براى خانوادهء خود بخرد .
به خدا در شبى وفات كرد كه وصى موسى يوشع بن نون در آن وفات كرد و در همان شبى كه عيسى بن مريم را به آسمان بر آورند و در شبى كه قرآن در آن فرود آمد .
( 2 ) 9 - از امام صادق ( ع ) ، كه چون امير المؤمنين ( ع ) را غسل دادند از گوشهء خانه فريادى شنيدند كه : اگر جلو تابوت را برداريد دنبالش را بردارند و اگر دنبالش را بگيريد جلوش را بردارند .
( 3 ) 10 - از حبيب سجستانى ، گويد : از امام باقر ( ع ) شنيدم مىفرمود :
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 317
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣١٧