تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
بستر خود بميرد تا خدا براى امامت پسر بچه‌اى از ما را برانگيزد كه زايش و پايش او نهان است و نسب نژادش روشن . ( 1 ) 26 - عبد الله بن عطا گويد : به امام باقر ( ع ) گفتم : در حقيقت شيعيان شما در عراق بسيارند و به خدا در خاندان خودت مانندى ندارى چطور خروج نمىكنى ؟ گويد : فرمود : اى عبد الله بن عطا تو گوش خود را به اختيار احمق‌ها نهادى ؟ آرى به خدا من صاحب الامر شما نيستم ، گفتم : پس صاحب الامر ما كيست ؟ فرمود : امامى را در نظر بگيريد كه زايش او از مردم نهان باشد ، او صاحب الامر شما است حقيقت مطلب اين است كه از ما ائمه كسى نيست كه انگشت نما شود و ميان دهان مردم بيفتد جز آن كه دق مرگ شود يا به ناحق بميرد . ( 2 ) 27 - از امام صادق ( ع ) كه فرمود : قائم ( ع ) قيام كند و براى احدى در گردن او عهد و قرار و بيعتى نباشد . ( 3 ) 28 - منصور از قول كسى كه نام او را برده است از امام صادق ( ع ) گويد : گفتم : وقتى كه در بامداد و پسين ، امامى نبينم كه به او اقتداء كنم پس چه كنم ؟ فرمود : آن را كه بايد دوست بدارى دوست دار و آن را كه بايد دشمن بدارى دشمن دار تا خدا عز و جل او را ظاهر كند . ( 4 ) 29 - زراره بن اعين گويد : امام صادق ( ع ) فرمود : آن پسر