تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
مردم را ببيند و مردم او را نبينند - مقصود اين است كه به عنوان امامت او را تشخيص ندهند و او را نشناسند . ( 1 ) 7 - اصبغ بن نباته گويد : خدمت امير المؤمنين ( ع ) رسيدم و ديدمش در انديشه است و به زمين مىكوبد ( با سر عصا يا انگشت به طورى كه جاى آن مىماند ) گفتم : يا امير المؤمنين ، چرا من شما را انديشناك بينم و به زمين مىكوبى ، براى رغبت در كار خلافت است ؟ فرمود : نه ، هرگز روزى نبوده كه من بدان رغبتى داشته باشم و نه به دنيا ولى در انديشه نوزادى اندرم كه از پشت من است يازدهمين فرزندم او است همان مهدى كه زمين را پر از عدل و داد كند بعد از آنكه از جور و ستم پر شود ، براى او يك نهانى و سرگردانى است كه مردمى در آن گمراه شوند و ديگرانى در آن ره جويند . گفتم : يا امير المؤمنين ، اين نهانى و سرگردانى تا چه اندازه است ؟ فرمود : شش روز ، شش ماه ، شش سال ، گفتم : اين امر شدنى است ؟ فرمود : آرى ، چنانچه آن مقدر شده است ولى تو از كجا با اين امر مربوط باشى ؟ آن نصيب نيكان اين امت باشد با نيكان ائمهء خاندان پيغمبر ( ص ) ، عرض كردم : پس از آن چه خواهد بود ؟ فرمود : سپس خدا هر چه مىخواهد مىكند ، زيرا او بداها و اراده‌ها و غايات و نهاياتى دارد . ( 2 ) 8 - معروف بن خربوذ از امام باقر ( ع ) فرمود : همانا ما چون