تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
كشته شد ، از طرف امام حسن عسكرى ( ع ) صادر شد كه : اين است جزاى كسى كه بر خدا در بارهء اولياء او دليرى مىكند ، او گمان مىكرد كه مرا مىكشد و نسلى نخواهد داشت ، چطور نيروى حق را در بارهء خود ديد ؟ و براى آن حضرت پسرى آمد و نامش را ( م ح م د ) نهاد ، ولادت او در سال 256 بود . ( 1 ) 6 - ضوء بن على عجلى از مردى پارسى كه نامش را برده ، گويد : به سامراء آمدم و ملازم در خانهء ابى محمد امام عسكرى ( ع ) شدم ، مرا خواست و گفت : براى چه آمدى ؟ گفتم : به شوق خدمت به شما ، به من فرمود دربان باش ، گويد : من با خدمتكاران در خانه بودم و سپس ناظر خريد بازار شدم و هر وقت در خانه مردانى بودند من بىاجازه وارد مىشدم . گويد : روزى من وارد خانه شدم آن حضرت در اطاق مردان بود و در اطاق حركت و جنبشى بود ، به من فرياد زد : به جاى خود باش و حركت نكن ، من جرأت نكردم درون يا بيرون آيم و كنيزى از اطاق خارج شد و با او چيز سر پوشيده‌اى بود ، سپس به من فرياد زد : درون بيا ، من وارد شدم و به آن كنيزك فرياد زد و برگشت به او فرمود : آنچه با خوددارى از پرده بر آور ، روپوش از پسر بچه‌اى سپيد و خوش رو بر گرفت و شكم مباركش را گشود ، موئى از گلو تا ناف در آن روئيده بود سبز نه سياه ، و فرمود : اين سرور و امام شما است ، و كنيزك او را برد و ديگر تا پس از وفات امام حسن عسكرى ( ع ) من او را نديدم