صندوق سلاح و كتب رسول خدا ( ص ) بود .
( 1 ) 2 - عيسى بن عبد الله از پدرش از جدش گويد : على بن الحسين ( ع ) در حال مرگ رو به فرزندانش كرد كه همه گرد او بودند و از ميان همه به محمد بن على متوجه شد و فرمود : اى محمد ، اين صندوق است آن را ببر به خانهء خودت ، فرمود : در آن اشرفى طلا و پول نقره نبود ولى پُر از علم و دانش بود .
( 2 ) 3 - حسين بن ابى العلاء گويد : از امام صادق ( ع ) شنيدم ، مىفرمود كه : عمر بن عبد العزيز به ابن حزم ( محمد بن حزم انصارى كه در زمان پيغمبر ، سال دهم هجرت در نجران كه پدرش از طرف پيغمبر حاكم آن بود متولد شده و در " نهايه " او را از فقهاء شمرده و گويا در اين زمان والى مدينه بوده ) نوشت كه در آمد موقوفهء على ( ع ) و عمر و عثمان را براى او بفرستد ، ابن حزم در آمد موقوفهء على ( ع ) را از زيد مطالبه كرد كه در ميان اولاد على از همه بزرگتر بود . در جواب گفت : متولى بعد از خودِ على حسن بوده و بعد از حسن حسين و بعد از حسين على بن الحسين و بعد از على بن الحسين محمد بن على عليهم السلام ، بايد او را بطلبى ، ابن حزم نزد پدرم فرستاد و پدرم نامهاى بهمراه من نزد او فرستاد و من نامه را به او دادم و يكى از خود ماها به امام گفت : اين موضوع را اولاد حسن مىشناسند ؟
فرمود : آرى چنانچه مىدانند اين شب است ، ولى حسد است كه آنها را به اين اظهار مخالفت وامىدارد و اگر از راه حق دنبال حق
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 455
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٥٥