و چون كار حسين ( ع ) بدان جا كه مقدّر بود كشيد آن كتاب را به على بن الحسين ( ع ) داد ، به آن حضرت گفتم : در آن چه بود - يرحمك الله - ؟ فرمود : هر چه فرزندان آدم بدان نيازمندند از روزى كه دنيا به وجود آمده تا تمام شود .
( 1 ) 3 - ابو بكر حضرمى از امام صادق ( ع ) فرمود : چون حسين ( ع ) آهنگ عراق كرد كتب و وصيّت امامت را به ام سلمه سپرد و چون على بن الحسين به مدينه برگشت ام سلمه آنها را به وى داد .
در نسخهء صفوانى است : ( 2 ) 4 - فليح بن ابى بكر شيبانى گويد : به خدا من خدمت على بن الحسين ( ع ) نشسته بودم و فرزندانش نزد او بودند كه جابر بن عبد الله انصارى خدمت او آمد و بر او سلام كرد و دست ابى جعفر امام باقر ( ع ) را گرفت و با او خلوت كرد و پس از آن گفت : به راستى رسول خدا ( ص ) به من خبر داده كه من محققاً مردى از خاندان او را درك مىكنم كه او را محمد بن على گويند و كينهاش ابا جعفر است و چون او را درك كردى سلام مرا به او برسان ، گويد : جابر رفت و ابو جعفر نزد ما برگشت و با پدرش على بن الحسين ( ع ) و برادرانش نشست و چون نماز مغرب را خواند ، على
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 451
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٥١