تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
( 1 ) 2 - حكم بن عتيبه گويد : روزى خدمت على بن الحسين ( ع ) رفتم ، فرمود : اى حَكَم ، تو آن آيه را مىدانى كه على بن ابى طالب ( ع ) بدان قاتل خود را مىشناخت و امور مهمى را مىفهميد كه به مردم باز مىگفت حكم گويد ، با خود گفتم ، چه خوب كه رشته‌اى از علم على بن الحسين ( ع ) بدستم افتاد من هم بوسيله آن اين امور مهمه را مىتوانم فهميد ، گويد : گفتم : نه ، به خدا سوگند نمى دانم ، گويد : سپس گفتم يا ابن رسول الله ، از آن آيه به من خبر مى دهيد ؟ فرمود : به خدا آن آيه قول خدا عز ذكره است ( 52 سوره حج ) به اين قرائت در قرآن ثبت است :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى
( نفرستاديم پيش از تو هيچ رسولى و نه پيغمبرى و نه محدّثى ) ( مجلسى " ره " گفته : اين حديث بدان دليل است كه كلمه محدث را از آيه انداخته‌اند ، فتدبر ) و على بن ابى طالب ( ع ) محدّث بود ( از غيب درك حديث ميكرد ) مردى كه او را عبد الله بن زيد مى گفتند و برادر مادرى على ( ع ) بود ( عامه گفته‌اند عبد الله بن زيد برادر مادرى امام است ولى طبق عقيده شيعه ، امام چهارم از دختر يزدجرد است و مادرش هم در حال زائيدن وفات كرده و برادر مادرى هم نداشته و شايد مادر عبد الله دايه يا مستحفظهء آن حضرت بوده است ) گفت : سبحان الله ، على محدّث بود ؟ گويا منكِر اين معنى بود ، امام باقر ( ع ) رو به ما كرد و فرمود : هلا به خدا ، پسر مادر تو اين را مىداند ، گويد : با اين سخن آن مرد خاموش شد و امام فرمود : همين حقيقت است كه ابو الخطاب در باره آن هلاك و گمراه شد و نفهميد فرق ميان نبى و محدّث را . ( 2 ) 3 - محمد بن اسماعيل گويد : شنيدم ابو الحسن ( ع ) مى فرمود :