كنيد آيا ناگوارى و ناراحتى دارد ؟ زيرا مردم معتقدند كه شكنجه مىشود و به او زهر خوراندهاند و بسيار در اين باره سخن مىكنند .
اين منزل و بستر او است كه در كمال آسايش است و بر او سختى و دشوارى نيست و امير المؤمنين ( هارون ) هيچ سوء قصدى در بارهء او ندارد و تنها در انتظار است كه از سفر برگردد و با او مناظره كند و اين خود صحيح و سالم است و در كمال آسايش در همهء امور خود ، از خود او پرسش كنيد ، گويد ، ما همه مقصدى نداشتيم جز ديدار آن مرد و درك فضل و سيماى گيرندهء او ، موسى بن جعفر فرمود : اما آنچه در بارهء وسعت امر زندگى و مانند آن مىگويد ، چنان است كه مىگويد ، جز اين كه من به شما جمعيت گزارش مىدهم كه با هفت دانه خرما مسموم شدم و فردا رنگم سبز مىشود و پس فردا خواهم مُرد ، من نگاه كردم ديدم سندى بن شاهك پريشان شد و چون شاخهء خرما به لرزه افتاد .
( 1 ) 3 - عبد الله بن ابى جعفر گويد : برادرم از پدرش باز گو كرد كه شب وفات على بن الحسين ( ع ) براى او شربتى آورد و گفت پدر جان اين شربت را بنوش ، فرمود پسر جانم ، من امشب جان مىدهم و اين شبى است كه رسول خدا ( ص ) در آن جان داده است .
( 2 ) 4 - حسين بن جهم گويد : به امام رضا ( ع ) عرض كردم به راستى امير المؤمنين ( ع ) قاتل خود را مىشناخت و شبى را كه در آن
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٠١