باز گرفته شدند و خدا شنوا و دانا است ، بريه عرض كرد : تورات و انجيل و كتب انبياء از كجا به دست شما آمده است ؟ فرمود : همهء آنها از خودشان به ما ارث رسيده و چنانچه مىخواندند آنها را مىخوانيم و چنانچه خود انبياء بيان مىكردند بيان مىكنيم ، به راستى خدا در زمين خود حجتى نمىگذارد كه از چيزى پرسش شود و گويد : من نمىدانم .
( 1 ) 2 - مفضل بن عمر گويد : ما در خانهء امام صادق ( ع ) آمديم و مىخواستيم اجازهء ورود بگيريم ، از پشت در شنيديم سخنى مى گويد كه عربى نيست و خيال كرديم سريانى است ، سپس آن حضرت گريست و ما هم به گريهء او گريستيم ، و پس از آن غلام آمد و به ما اجازهء ورود داد و شرفياب حضورش شديم ، من عرض كردم : اصلحك الله ، ما خدمت شما آمديم براى كسب اجازهء ورود و شنيديم سخنى مىگفتيد كه عربى نبود و خيال كرديم سريانى باشد و سپس گريستى و ما هم براى گريهء شما گريستيم ، فرمود :
آرى ، من الياس پيغمبر را كه يكى از عبّاد بنى اسرائيل بود به خاطر آوردم و دعاى او را مىخواندم كه در سجدهء خود مىخواند ، سپس شروع كرد به سريانى خواندن ، نه به خدا من هيچ كشيش و جاثليقى نديدم كه سريانى را از آن حضرت فصيحتر بخواند ، سپس آن را به زبان عربى براى ما تفسير كرد و فرمود : الياس در سجدهء خود مى گفت : خدايا تو را بينم كه مرا شكنجه دهى با اينكه روزهاى گرم براى تو تشنگى كشيدم ؟ تو را بينم كه مرا عذاب كنى با اينكه به خاطر تو روى خود را بر خاك نهادم ؟ تو را بينم كه مرا عذاب كنى با اينكه به خاطر تو از معاصى پرهيز كردم ؟ تو را بينم كه مرا عذاب كنى با اينكه شبها به خاطر تو نخوابيدم ؟ خدا به او وحى كرد كه :
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٠٥