تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
غلبه كردى و اكنون ميخواهم از تو چيزى بپرسم و در جواب با من راست بگو گفت به خدا دروغ زشت است هر چه خواهى بپرس كه با تو راست گويم معاويه گفت از روزى كه با من همراه شدى به من دغلى كردى يا نه ؟ گفت نه گفت به خدا چرا من نميگويم در همه ميدانها ولى در يك ميدان گفت كدام ميدان گفت روزى كه على بن ابى طالب مرا بميدان خود طلبيد با تو مشورت كردم و گفتم چه رأى ميدهى گفتى همسر وى كريم است و به من نظر دادى كه بميدان او بروم و تو او را به خوبى ميشناختى و من دانستم كه با من دغلى كردى گفت اى امير المؤمنين مردى عظيم الشرف و بلند مقام تو را بمبارزه دعوت كرده بود و يكى از دو سرانجام خوش را داشتى يا او را ميكشتى و پهلوانى ميكردى و شرف بر شرفت ميافزود و در سلطنت خود بىرقيب ميشدى و يا بهمراهى شهيدان و صالحان كه چه خوب رفيقا نبند ميشتافتى معاويه گفت اين دغلى ديگر از اولى بدتر است به خدا من مىدانستم كه اگر او را بكشم بدوزخ مىروم و اگر هم مرا بكشد بدوزخ ميروم عمرو گفت پس چه باعث بود كه با او بجنگى گفت ملك عقيم است و نبايد اين سخن را از من جز تو كسى بشنود . 6 - رسول خدا فرمود هر كه دين مرا دارد و راه مرا مىرود و پيرو قانون من است بايد معتقد به تفضيل ائمه خاندان من باشد بر همه امتم زيرا مثل آنها در اين امت مثل باب حطه است در بنى اسرائيل . 7 - امام پنجم فرمود خدا به رسولش وحى كرد كه من از جعفر بن ابى طالب چهار موضوع را
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 74 | الشيخ الصدوق / محمد باقر كمره‌اى