تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسي ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
و تا بحجابهاى نور ، پروردگارم جل جلاله مرا ندا كرد اى محمد تو بنده منى و من پروردگار توام براى من تواضع كن و مرا بپرست و بر من توكل كن و به من اعتماد كن كه من تو را ببندگى پسنديدم و حبيب و رسول و پيغمبر خود ساختم ، و برادرت على را خليفه و باب پسند كردم ، او است حجت من بر بندگانم و امام خلقم ، به او دوستانم از دشمنانم شناخته شوند و به او حزب شيطان از حزب من جدا شود و به او دينم بر پا گردد و حدودم حفظ شود و احكامم اجراء گردد و به تو و به او و امامان از فرزندانش ببندگانم رحم كنم و بكنيزانم و بقائم از شما زمينم را آباد سازم بتسبيح و تهليل و تقديس و تكبير و تمجيدم و بوسيله او زمين را از دشمنان خود پاك كنم و بدوستانم ارث دهم و به او كلمه كفار بخودم را پست سازم و كلمه خود را برافرازم و به او بندگانم و بلادم را زنده كنم و گنجها و ذخائرش بخواست خودم عيان كنم ، او را بر اسرار و درونها باراده خود مطلع سازم و بفرشتگان خود كمك دهم تا او را براى اجراى امر من و اعلان دينم تاييد كنند ، او است سرپرست بندگانم بدرستى و رهبر بندگانم براستى . 5 - محمد بن ابى عمير گويد در اين مدت طولانى كه با هشام بن حكم در صحبت بودم بهترين استفاده من از وى سخنى بود كه در صفت عصمت امام عليه السّلام گفت من از او پرسيدم يك روزى از امام كه آيا معصوم است ؟ فرمود آرى گفتم به او كه حقيقت صفت عصمت در او چيست و بچه دليل شناخته شود ؟ گفت همه گناهان چهار سبب دارد كه پنجمى براى آنها نيست : حرص و حسد و خشم و