از آن پيش نيفتد و فضلى است كه بشرى بدان نرسد و شرافتى است كه فوق آن براى آفريده اى نباشد كه على را چون خود نموده .
4 - همه مردم را از مسجد بيرون كرد جز عترت را تا مردم بسخن آمدند و عباس بپيغمبر عرض كرد يا رسول الله على را گذاشتى و ما را بيرون كردى ؟ فرمود من او را نگذاشتم و من شما را بيرون نكردم خدا او را گذاشت و شما را بيرون كرد ، و در اينجا است شرح گفتار او كه اى على تو نسبت به من چون هارونى نسبت بموسى . علماء گفتند اين تناسب در كجاى قرآنست ؟ فرمود از قرآن براى شما آيه آن را ميخوانم ، گفتند : بفرما ، فرمود : قول خداى عز و جل ( يونس - 87 ) بموسى و برادرش وحى كرديم كه در مصر خانهها براى قوم خود بسازيد و خانههاى خود را قبله آنها كنيد در اين آيه مقام هرون نسبت بموسى مندرج است و در آن مقام على نسبت برسول خدا است و با اين دليل روشنى است كه گفتار رسول خدا است كه فرمود : اين مسجد براى جنب حلال نيست جز محمد و آلش .
علماء گفتند : يا ابا الحسن اين شرح و بيان جز نزد شما خاندان بدست نيايد كه اهل بيت و رسول خدائيد ، فرمود : كى تواند آن را انكار كند ؟ با اينكه رسول خدا ميفرمايد : من شهر حكمتم و على در آنست هر كه شهر را خواهد بايد از در آن آيد ، در آنچه از فضل و شرف و تقدم و اصطفاء و طهارت گفتيم بس است و معاندى نتواند آن را انكار كند و لله الحمد على ذلك .
5 - گفتار خداى عز و جل ( الروم - 28 ) بده بذى القربى حقش را - خصوصيتى است كه خدا مخصوص آنها كرده است و آنها را از ميان امت برگزيده چون اين آيه بر رسول خدا ( ص ) نازل شد
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 526
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٢٦