تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
شهادت كه جز با تو شهادت بهره آنها نيست و خود را به خدا به فروش و همين كار را كرد سپس آن را بعلى بن الحسين ( ع ) داد و مهرى گشود و در آن يافت كه خاموش باش و گوشه منزل بنشين و عبادت خدا كن تا مرگت در رسد همين كار كرد و آن را بمحمد بن على ( ع ) داد و مهرى برداشت و در آن يافت كه براى مردم حديث بگو و فتوى بده و جز از خدا مترس كه احدى را بر تو تسلط نيست سپس آن را به من داد و مهرى گشودم و در آن يافتم كه براى مردم حديث بگو و فتوى بده و علوم اهل بيت را منتشر كن و گفتار پدرانت را تصديق كن و از احدى جز خدا نترس تو در حرز و امانى من اين كار كردم و آن را بموسى بن جعفر مىدهم و او همچنان او را به امامى كه پس از او است ميدهد و هميشه چنين است تا قيام مهدى . 3 - فرمود كه رسول خدا ( ص ) فرمود من سيد پيغمبرانم و وصيم سيد اوصياء و اوصيايم ، سادات وصيانند آدم از خدا خواست كه وصى نيكى به او دهد خدا به او وحى كرد كه من پيغمبرانى را بنبوت گرامى داشتم و خلق خود را برگزيدم و بهترين آنها را وصى نمودم . سپس خداى عز و جل بآدم وحى كرد كه بشيث وصيت كند كه هبة الله بن آدم است و شيث پسرش شبان زاد نزله حوريه كه از بهشت براى آدم آوردند و او را بپسرش شيث تزويج كرد وصيت كرد و شبان بمحلث وصيت كرد و او بمحوق و محوق بعميشا و او اخنوخ را كه ادريس نبى است وصى خود نمود و
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 402 | الشيخ الصدوق / محمد باقر كمره‌اى