ساز و برگى به من ده كه بر دشمنت بتازم ، امير المؤمنين به او ساز و برگ داد و در نبرد جلو او شمشير ميزد و پيش ميرفت و امير المؤمنين از شهامت او در شگفت ميشد و چون نبرد سخت شد اسب خود پيش راند تا كشته شد و يكى از ياران على دنبال او رفت و ديد به خاك افتاده و اسب او حاضر است و تيغش در بازو است آنها را برگرفت و پس از خاتمه نبرد خدمت امير المؤمنين آورد امير المؤمنين برايش طلب رحمت كرد و فرمود به خدا اين مرد به حق خوشبخت بود بر برادر خود رحمت جوئيد .
5 - پيغمبر ( ص ) بر سعد بن معاذ رحمت فرستاد و فرمود نود هزار فرشته با جبرئيل برايش رحمت خواستند ، فرمود اى جبرئيل از چه راه مستحق رحمت بر شما شده ؟ گفت بخاطر خواندن * ( قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ ) * ايستاده و نشسته و سواره و پياده و در رفتن و در آمدن .
6 - امام صادق ( ع ) فرمود روانيست زن خود را بىزيور گذارد گرچه گردنبند به گردن آويزد و خوش نيست كه دستش بيخضاب باشد گرچه حنا را بر آن بمالد و پاك كند و گرچه سالخورده هم باشد .
7 - امام باقر ( ع ) فرمود در روز محشر كه خدا بندگان را بر انگيزد روزها را بياورد و مردم آنها را
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 396
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٩٦