8 - ابو هريره گويد پيغمبر بغزوه رفت و بمدينه برگشت و على را بجاى خود بر خاندانش خليفه كرده بود ، غنيمت را كه تقسيم كرد بعلى دو بهره داد ، مردم گفتند يا رسول الله بعلى بن ابى طالب كه در مدينه مانده بود دو سهم دادى ؟ فرمود اى گروه مردم شما نديديد كه اسب سوارى از سمت راست بر مشركان يورش برد و آنها را شكست داد سپس برگشت نزد من و گفت اى محمد من سهمى از غنيمت دارم و آن را بعلى بن ابى طالب بخشيدم او جبرئيل بود ، اى گروه مردم شما را به خدا و رسولش نديديد آن اسب سوارى كه بر مشركان از سمت چپ يورش برد و بنزد من برگشت و گفت اى محمد با تو سهمى دارم و آن را بر على بن ابى طالب ( ع ) نهادم او ميكائيل بود به خدا بعلى ندادم جز سهم جبرئيل و ميكائيل را ، پس همه مردم تكبير گفتند .
9 - رسول خدا ( ص ) فرمود خداى جل جلاله فرمايد منم خدا معبود حقى نيست جز من ملوك را آفريدم و دل آنها را در دست دارم هر مردمى مرا اطاعت كند دل ملوك را بر آنها مهربان كنم و هر مردمى مرا معصيت كنند دل ملوك را بر آنها خشمگين بسازم ، خود را مشغول دشنام ملوك مكنيد به من باز گرديد تا دلشان را بشما مهربان كنم .
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 365
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٦٥