تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
11 - امام صادق ( ع ) فرمود روز قيامت دو بنده بپاى حساب ايستند كه اهل بهشتند ولى يكى در دنيا فقير بوده و ديگرى توانگر آن فقير گويد خدايا براى چه من بايستم بعزتت سوگند تو ميدانى نه متصدى مقامى بودم كه مسئول عدل و ظلم آن باشم نه مالى به من دادى كه از اداى حق آن بپرسى و روزيم به اندازه كفايت بوده چنانچه خود دانى و مقدر كرده بودى ، خداى جل جلاله فرمايد بنده‌ام راست ميگويد او را رها كنيد ببهشت رود ، ديگرى ميماند تا آنقدر عرق ميريزد كه اگر چهل شتر بنوشد بس آنها است سپس ببهشت ميرود آن فقير از او پرسد چه تو را بازداشت ؟ گويد طول حساب هر چيزى كه پيش مىآوردند مرا نوميد ميكرد و مرا مىآمرزيدند و از چيز ديگر پرسش ميشدم تا خدا مرا برحمت خود فرا گرفت و بپايان رسانيد ، تو كيستى ؟ گويد من همان فقير بودم كه تا پاى حساب با تو بودم گويد از نعمت در اين مدت مفارقت تو را چنان تغيير داده است كه نشناختمت . 12 - رسول خدا فرمود اى على تو برادر من و من برادر توام اى على تو از من و من از توام اى على تو وصى و خليفه من و حجت خدائى بر امتم بعد از من ، خوشبخت است هر كه دوستت دارد و بدبخت است هر كه دشمنت دارد .
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 360 | الشيخ الصدوق / محمد باقر كمره‌اى