تضمين غزل خواجه عليه الرحمه و مضمون غدير خم
در مديحهء مولى روحى و ارواح العالمين له الفداء
عنوان شاهد ازلى آمدى تو تك * در پيشگاه مقدم تو جبههسا ملك
دوزخ شده است بهر من از مهر تو خنك * اى پيك پى خجستهء نامى فديك لك
هرگز سياه چرده نديدم بدين نمك * حسن اختيار كرده ز شرم تو بندگى
شاهان بدرگه تو سزاوار بردگى * اى والى ولايت خوبى بسادگى
خوبان سزد كه بر درت آيند جملگى * و آنگاه خاك پاى تو بوسند يك بيك
عيدى به من نصيب تو دادى ز مى خمى * اى خمنشين كه باده كش جام دومى
شادم بدين كه مهر من و ماه انجمنى * هم ظاهر از دو چشم تو در ديده مردمى
هم روشن از دو لعل تو در ديده مردمك * با شاهدان بگو كه ره جلوه نسپرند
زيور دگر چرا ز گل و لاله آورند * با جلوهء تو رونق خود جمله بشكرند
صورتگران دمى اگر آن چهره بنگرند * نقش نگار خانهء عالم كنند حك
موسى است اين بطور و به كف ماه نخشبى * يا شاه خاتم است و امير است و منصبى
يا مرحبا بك تو بدين رتبه انسبى * از بام عرش روى منيرت چو كوكبى
تابد چنان كه مهر همى تابد از فلك * عيد غدير خم و جلال على عليه السلام ببين
افراشتش بدست مبارك خديو دين * ( نيسان ) بود ز خرمن احباب خوشه چين
در دوستى خالص « حافظ » بود يقين * زر پاك آمده است و بياسوده از محك
اى بانى سرور كه ذكرت بخير باد * جلبابت عفو حق و روان تو باد شاد